چنان آبی زدند راه را که از شمال کشور تا جنوب سیل راه افتاد متاسفانه...
آدم دلش خون میشه وقتی این چیزا رو میبینه...
اون موقع که بالا میرفتیم پایین میومدیم از مسئولین مپرسیدیم پس این مجوزای جور و ناجور رو کی صادر میکنه....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و جز نیشخند جوابی نمیگرفتیم...
تو این وضعیت نمیدونستیم خدا رو شکر کنیم به خاطر نعمتش... یا ...
بخاطر بی لیاقتیه آدمایی که گردش روزگار کردشون رِئیس...
خدایا آخر و عاقبت همرو ختم بخیر کن...
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش
شده بعضی وقتا یه تصمیمی بگیری و هزارتا اما و اگر بیاد جلو چشمت؟ آدمیزاده دیگه...فکر هزار جا و هزار روز آیندش رو میکنه... تا یه تصمیمی بگیره... اینجوریاست که همه استیو اینا نمیشن دیگه...حالا فکر کن تو
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش
نوشتنم نمیاد
به نظرتون چراااااااااا؟!
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش
وقتی فرستاده بودنم گزینش برای کار... (بماند که کلا اعتقادی بود تا کار )فرد محترمی که ازم گوزینش میکرد گفت:خبببببببببب از تجارتت برام بگو...من تجارت پرسش کننده با تعجب گفتم کدوم تجارت؟ (ذهنم رفته پیش
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش
دیدی...
حتی نوشتن هم دل و دماغ میخواهد...
نداشته باشی حتی حرف زدنت هم نمی آید چه رسد به نوشتن...
نوشتن هم هنر است...
بد تخلیه میکند دل بی صاحب را
همچین کیفورت میکند حال چه از شادی چه از غم...
اما دل و دماغش مهم است...
نباشد سراپا آتشی... مثل مار به دور خود میپیچی و باز میشوی اما به قاعده نیستی...
...
این روزها نیز بگذرد
...
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش